شکرگزاری_سلامت روح و جسم

| زکات علم نشر آن است

شکرگزاری شکرگزاری
قرآن آنلاین
آموزش اقسام نمازها
ادعیه و زیارت نامه ها
آشپزی به سبک شکرگزاری
 تازه های فرهنگ و معارف



 تازه های پزشکی


  •    بررسی 3 نوع شایع درد در ناحیه شکم
  •    برای تقویت قدرت بینایی خود، این نکات را هرگز فراموش نکنید!
  •    ارتباط عجیب ما بین کم‌خونی و ابتلا به آلزایمر
  •    توصیه‌های عصرانه‌ای مهم برای روزهای گرم و سرد سال

 تازه های روان شناسی



 تازه های دندان پزشکی



  آمار

مطالب درج شده تا به این لحظه: عنوان
جدیدترین به روز رسانی:

 پراکندگی جغرافیایی

Free counters!
نرم
سامانه

شکرگزاری

لطفا به دنبال استامینوفن نباشید !!!(پیشنهاد ویژه شکرگزاری)


 نویسنده: میلاد عابدینی   انتشار: شنبه 20 مهر 1392، 21:03

آیات و احادیث| عفاف و حجاب| ازدواج و مسائل مرتبط | مقالات| داستان کوتاه| یادداشت نگارنده|


حدود دو هفته ی پیش بود که در بخش عفاف و حجاب شکرگزاری در مورد تعدادی از ویژگی های پسران عفیف صحبت کردیم و با همدیگر برای سلامتی آن ها صلوات فرستادیم و یا مدتی قبل از هالیوود  تلاش فیلم های آن در ترویج زندگی بی بند وبار و بدون مسئولیت گفتیم ، امروز نیز با شکرگزاری همراه باشید تا در قالب داستانی طنز (و البته تلخ) به بررسی یکی از خصیصه های اخلاقی نامناسب که متاسفانه در حال گسترش در بین جوانان و به ویژه پسران مجرد می باشد بپردازیم، البته ناگفته پیداست که هیچ گاه منطقی نیست که به خاطر بد بودن چند نفر از یک گروه ، تمامی افراد آن گروه را بد به حساب آورد ، در واقع این داستان هم به نوعی به همین مساله اشاره دارد ، مساله ای که عموما در غالب این گونه جملات از زبان برخی از آقایان و خانم های مجرد ، نمود پیدا می کند :
در جامعه امروز دیگه زن زندگی یا مرد زندگی پیدا نمی شود .
و یا
(با عرض پوزش از سوی شکرگزاری به خاطر جمله ی زیر) 
همه ی پسرا دنبال دنبال مسائل جنسی هستند و همه ی دخترا دنبال پول و ماشین .
متاسفانه همین طور که می بینید به راحتی از لفظ همه استفاده شده است و گاهی اوقات برخی چنان با اعتماد این گونه جملات را بیان می کنند که گویا واقعا تمامی یا حداقل نصف بیشتر ( شاید بشه گفت بیش از پانزده میلیون نفر ) افراد جنس مخالف خودشان را مورد ارزیابی قرار دادند !!! که با یک نگاه بدبینانه به این نتیجه رسیده اند که چون نصف بیشتر افراد این رذیله اخلاقی را دارند پس به راحتی و با اعتماد بالا حکمی کلی صادر می کنند .
این داستان هم که
کاری ازکانون حق جویان نسل آفتاب بوده (با نام اصلی لطفا استامینافون نباشید) و به قلم توانمند جناب آقای محمد داود نصیری الحسینی  و ویرایش جناب آقای محمد مهدی میرحسینی  و با اندکی نگارش دستوری از سوی شکرگزاری آماده شده است ، سعی در بیان این نکته دارد که قبل از هر کاری باید سعی در خودسازی داشته باشیم و در این حالت خواهد بود که افرادی از جنس مخالف را جذب خواهیم کرد که همانند خود ما خودسازی کرده و برای نیات والایی ما را طلب خواهند کرد و چنانچه خود دنبال اهداف نمود پیدا کرده در جملات فوق الذکر باشیم و در عین حال از طرف مقابل وظایف یک مرد یا زن زندگی را طلب کنیم، توقعی عبث و بیهوده خواهد بود، البته همان طور که در داستان نیز خواهید خواند این یک اصل صد در صدی نبوده و در کنار خودسازی ، بایستی تمام دقت خود را در هنگام انتخاب همسر به کار ببندیم .
یادآوری : استامینافون بودن تنها مخصوص دختران نبوده و طلب استامینافون کردن نیز محدود به پسران نمی باشد و به عقیده ی شکرگزاری همان طور که پیش از این ذکر شد چون بیشتر پسران در طلب استامینافون و مسکن هستند ، شخصیت اول این داستان یک پسر می باشد و گرنه این رذیله تهدیدی است برای تمامی دختران و پسران .

لطفا استامینافون نباشید-شکرگزاری

به نام خدا

چند  ماه پیشتربود که  با احمد آقا  که پسری بسیار موقشنگ و متینی بود  هم صحبت بودم  و داشتیم طول خیابانی را برای رسیدن به مقصد خود طی میکردیم  که ناگاه موبایل او به زنگ درامد و این آهنگ زیبا از درونش تلاوت شد:

((دوستت دارم من بیچاره

میگه دلم من جزتو کسی رو داره

  و... ))

من نیز از این اهنگ زیبا فهمیدم که  چقدر ایشان  مهربان هستند که با وجود بیچارگی دوستدار کسی می باشند و برای طول عمر و عزتشان  دعا کردم .

احمد  گوشی موبایلش را جواب داد و پس از عرض یک ســــــــــلام کش دار  شروع به احوال پرسی کرد.

لحن گفتگوی او به گونه ای بود که انگار داشت  با بچه ای 10 ساله صحبت می كرد اما از پشت خط صدای خانم جوانی می آمد ، خلاصه صحبت او  در حدود یک ساعتی به درازا انجامید  و آن ها  در صحبت هایشان به تمامی مسائل روز دنیا پرداختند :


از تلاطم های  بازار سکه و ارز گرفته  تا دلایل مرگ هوگو چاوز ، همچنین ایشان گریزی به مسائل ورزشی هم زدند و دلایل ضعف تیم ملوان بندر مرد آباد را بررسی کردند سپس به دنیای سیاست روی آوردند و به سراغ مسائل مربوط به گروه 5+1 رفتند  و چنان غرق در بحث بودند  که اگر کسی نمی دانست فکر می کردند که ایشان  نماینده ایران در تیم مذاکره کننده  و طرف دیگرنماینده اتحادیه اروپا  ,خانم کاترین اشتون می باشند.

بعد آنان به سراغ  گذشته ها رفتند  و بایکدیگر مروری داشتند به خاطرات روز های کنکور که چگونه استخوان های غول کنکور را شکسته بودند و دعایی برای بچه های امسال کنکوری،، همان  پیچک های رونده بر روی درخت دانش و کسانی که حاضرند در راه کسب علم, خون گرگ  و حتی  تنگستن مذاب را بخورند، کردند.

 تا آنان هم بتوانند همانند مختار، آن شیر مردثقفی، تبرشان را در کله پوک غول  بنی زبیر فرو کنند و سرانجام گوشت این غول پشمک به سر را به نیش بكشند.

در ادامه به سراغ سریال های نوروزی صدا و سیما رفتند و بایکدیگر به بحث و جدل پرداختند که چرا در سریال پایتخت با وجود اینکه بابا پنجه علی هر روز ناهار را سر وقت میل می کند باز به پسرش نقی می گوید :نقی ناهار نخوردمی و اینکه چرا خانم شعله در اولین باری که ارسطو داداش پرستو از ایشان خواستگاری فرمود ، پرونده اشان را پاره کرده و زیر بغلشان دادند .

خلاصه پس از چندی بق بقوی عاشقانه و فرستادن مقداری پول بی زبان و باد اورده به جیب ایرانسل که همرا ه دوم ایرانیان است  صحبتشان به انتها رسید و در پایان مذاکرات تصمیم گرفته شد که هر دو ایشان  سیم کارتی با نام رایتل را تهیه نمایند که نسل جدیدی  از ارتباطات است و از این به بعد علاوه بر داشتن صدای دلنواز ،رخ دلگشای یکدیگر را نیز ملاحظه فرمایند .

 بالاخره صحبتشان تمام شد و بعد از خداحافظی، دوست من گوشی را قطع كرد.

من نیز که از ابتدای صحبت آن دو مانند کلوخ چشم دار با دو گوش خود و دو گوش قرضی تمام بیانات گوهر بار شان را فهمیده بودم، خودم را چنان به نفهمی زدم که انگار شتر دیدی ،ندیدی  و از او  پرسیدم:

با چه کسی صحبت می کردی؟ .

احمد  هم که به من مانند برادرش اعتماد و اطمینان داشتند و می دانستند که اگر از سازمان سیا و موساد مطلبی درز کند از دهان من  درز نخواهد کرد. سفره دلشان را برای من باز کردند و گفتند:

پشت خط یکی از دختر خانم های کلاسمان بود که مدتی است که روزی چند بار با یکدیگر درد دل می کنیم و آن طفلک هر موقع دل کوچکش  هوای من می کند و كبوتر زیبایش سوی من پر می كشد ، به من زنگ می زند  و با یکدیگر صحبت می کنیم  و از اعماق صحبت او پیداست که قصد ازدواج، با  مرا دارد .

من با شنیدن این حرف  با یک خنده ملیحانه  ازدواجشان را پیشاپیش  تبریک گفتم  و برایشان آرزو عاقبت به خیری کردم که او ناگاه با سرعت پراید از كوره در رفت و صحبت مرا قطع كرد و گفت:

مگرمن  دیوانه هستم  که با دختران هرزه ای مثل این ازدواج کنم؟   

من از دخترهایی که خیلی راحت با نامحرم ارتباط برقرار می کنن بدم میاد و دوست دارم زن آیندم فقط مال خودم باشه . دوست دارم بگو بخند هاش رو قبلا هیچ  مرد نامحرمی نشنیده باشه و همه درد دلهاشو  با مرد زندگیش انجام بدهد  خلاصه دنبال زنی سر سنگین می گردم که چشم هیچ آدم هرزه ای بهش نیفتاده باشه  .

من هم  که بسیار متعجب گشته و حیران در ملکوت مشغول تماشای ورانداز این مخلوق کمیاب و شی عُجاب  بودم بعد گفتن کلمه لا اله الا الله به او گفتم از هویدای دل تو  و از اعماق حرف هایت  پیداست که تو  دنبال همسری می گردی که حضرت مریم ایشان را سرشته و حضرت عیسی ع ایشان را بافته باشند .

احمد هم با لبخند گفت : ((بارک الله ،بارک الله به شما رفیق چیز فهم))

 در ادامه گفتم :تشکر  ولی سوالی، همانند ستاره ای در شبستان تیره و تار درونم شروع به درخشیدن کرده و آن این که چرا تو با این خانم نامحرم که هیچ قصد ازدواجی با او  نداری ،صحبت می کنی و با او این گونه بگو بخند داری .

او در جواب من گفت:((این طفلک و چند طفل دیگر مُسکن های من هستند.))

منم به او گفتم :مُسکن ؟منظورت از مُسکن چیست؟

او هم  بعد از یک خنده ابلیسانه ای جواب داد که :((این اطفال که طیف سنیشان از 17 به بالاست  ابزاری برای سرگرمی موقت من هستند  و من با هم نشینی و هم صحبتی با آنها بر روی خواسته های عاطفی و نفسانی خود مرهمی می گذارم .

 اینان دارو های روحی هستند  که من با آنان در زمان های تنهایی و بیکاری درد های بی کسی خود را تسکین می دهم ،خلاصه میخواهم تا چند سال دیگر که انشاا... ازدواج میکنم تنها نباشم و همدمی داشته باشم . به طور کلی این عزیزان مسکن های من می باشند همانند  همین طفلکی که چند لحظه پیش با او  صحبت می کردم  که استامینوفن من بود . ))

من  نیز که با دهان باز و گردن دراز حرف های او را گوش می دادم با یک پوزخند نمکی به او گفتم :((خوب ،دستگیرم شد .خاطر جمع باشید که به مرادت میرسی ولی یک نصیحت برادرانه از من به یادگار داشته باشید که مصرف بی رویه  و خودسرانه داروهای مسکن همچون استامینوفن در دراز مدت موجب اسهال  می شود .لذا یک طفلکی را نیز پیدا کن که دیفنوکسیلات تو باشد.

او هم گفت: دیفنوکسیلات چیست؟؟من هم که چند سالی در دارو خانه مشغول کار بودم و آشنایی شکسته بسته ای با دارو ها داشتم به او گفتم که دیفنوکسیلات داروی ضد اسهال می باشد.

 درضمن از کجا معلوم که آن دختر نیز قصد ازدواج با شما را دارد و به چشم آسپرین به تو  نگاه نمی کند .

احمد هم با کمی دلخوری گفت:فکر نمیکنم و بیخیال و خرامان همچون یک طاووس مست  به دنبال یک دفتر پیشخوان، برای تهیه  سیم کارت رایتل رفت.

  پس از خداحافظی با دوست بیمارم به فکر فرو رفتم و خودم را وادار کردم تا به چند سوال ذهنم پاسخ قانع کننده بدهد.

1- این که چرا من با این دوستان ناباب و بی خرد که بدون هماهنگی با پزشک خانواده اشان ،خود سرانه دارو مصرف میکنند، معاشرت دارم و به حال خود مقداری آه افسوس و ناله کشیدم .

 

2-این که با آمدن  و فراگیر شدن رایتل که نسل جدید ارتباطات است  در بین یک جامعه مسلمان که محرم و نامحرم باید خود را از نگاه هم حفظ کنند، چه اتفاقی برای مردم خواهد افتاد و اینکه کسانی که گوشیشان دوربین ندارد و به قول معروف تری جی  میری جی نیست چگونه از این نسل جدید ارتباطات استفاده می کنند؟؟

۳- این که زمانی که استامینوفن  منظورم همان دختری است که دوستم با او صحبت می کردند بفهمد  که دارد از احساساتش سوء استفاده می شود و دارد نقش یک مسکن را برای تسکین دردها و خواهش های نفسانی یک پسر بی غیرت  را بازی می کند  و تمام آرزوهاش برای ازدواج با او فقط یک رویاست و تنها او یک بازیچه موقتی می باشد چه حسی پیدا می کند .

ولی چه کنم که از دستان دراز من کاری جز دعا بر نمیاید و البته این که با دعای گربه ی سیاه هم باران نمی بارد  .

در همین حال ماشینی با نام پراید نه، ببخشید آقای پراید، از کنار من گذر کرد که از باند های این ماشین اهنگی پخش میشد که بسیار با موضوعی که من به آن فکر میکردم  و عاقبت کار احمد با استامینوفن مطابقت و هم خوانی داشت.

یادم هست كه میخواند:

من پشت خندهام غم تو/  

تو برعکس منی شادی و غمگین میزنی / 

ولی تو فوقش آخرش  /

میگی کلاه رفته سرش      /   

باشه کلاه رفته سرم     /  

ولی تو رو از رو میبرم  ...     

   

و پراید  با آن اهنگ زیبا  و جوانی که درونش نشسته بود و  نمی دانم به چه علت مدام سرش را تکان می داد از مقابل من  عبور كرد .

۴- سوال چهارم که بسیاربرایم  مهم بود  و آن این که ((چرا برخی از پسرهایی  که هر  روز با یک دختری ارتباط دارند ,دنبال  همسری که تا به حال با هیچ نامحرمی ارتباط نداشته برای ازدواج می گردند ؟))مانند احمد که خودش با وجود هرزگی دنبال همسری آفتاب،مهتاب ندیده می گشت!

اصلا با خود فكر كردم آیا امکان دارد که مردی یا زنی  که با همه در دوران مجردی ارتباط داشته به نکاح مرد یا زنی  پاکدامن در آید ؟؟؟

در همین حال صدای اذان مسجد محله ی ما بلند شد و من برای  شركت در نماز رفتم .

بعد از اتمام نماز با خود فكر كردم بهتر است موضوع پیش آمده را با برادرم كه  امام جماعت مسجدمان بود مطرح كنم و جواب سوالی كه خیلی برایم مهم بود را از او بپرسم .

بنابراین منتظر ماندم تا  بعضی از مردم كه سوالاتی از او داشتند پرسیدند و خلاصه برادر م و من آماده رفتن به منزل شدیم در راه تمام ماجرا روزی كه بر من گذشت را به برادرم گفتم :البته نام احمد را به هیچ وجه به زبان نیاوردم كه خدای نكرده آبرویش نرود و غیبتش را نكرده باشم چون احمد همسایه نزدیك ما بود و با برادرم هم گاهی حشر و نشری داشت .

بعد از گفتن تمام ماجرا به برادرم او بعد از این كه كمی فكر كرد  به من گفت:محمد جان از این كه می خواهی امر و معروف كنی واقعا خوب است در این باره امام صادق علیه السلام فرمودند: اگر كار منكر در میان جامعه اى انجام شود و آنان انجام دهنده آن را سرزنش نكنند بدون شك نزدیك است كه خداوند عذابى همگانى بر آنان فرو فرستد.(1)

یا در جای دیگر می فرمایند : امام صادق علیه السلام از پدرانش علیه السلام روایت نموده است كه رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: اگر بنده اى مخفیانه مرتكب گناهى شود، فقط خودش ضرر مى كند. ولى اگر آشكارا مرتكب گناه شود و كسى او را سرزنش نكند، همه ضرر مى كنند.

 آنگاه امام صادق علیه السلام فرمودند: به این جهت كه با عمل او دین خدا ذلیل شده و كسانى كه زمینه دشمنى با خدا دارند، از او پیروى مى نمایند.(2)

یا در جای امام باقر علیه السلام می فرمایند : امر به معروف و نهى از منكر دو آفریده از آفریده هاى خداى عزوجل هستند. كسى كه آن دو را یارى كند، خداوند او را عزیز مى گرداند. و كسى كه آن دو را یارى نكند، خداوند نیز او را یارى نخواهد نمود(3)

و حدیثی خوانده ام كه راوى مى گوید از امام رضا علیه السلام شنیدم كه نقل نمود رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمودند: هنگامى كه امت من امر به معروف و نهى از منكر را ترك كردند. باید آماده جنگ با خداى متعال باشند. (4)

در همین حال كه برادرم حرف هایش تمام شد به خانه  رسیدیم .بعد از ظهر همان روز ادامه بحث را با برادرم گرفتیم و با یكدیگر شروع كردیم  به تحقیق در مورد این موضوع كه آیا امكان دارد كه  زن یا مردی ناپاك بتوانند با زن یامرد پاك  ازدواج كنند

 من و برادرم در این مدت ، عمری که از خدا گرفته بودیم به این نتیجه رسیده بودیم  که بنده خدا باید  جواب همه سوالاتش را از خداوند  طلب كند و به هیچکس جز خدا و اولیای معصوم خدا اعتماد نکند این است که به سراغ قرآن کریم  رفتیم.

همان کتابی که خداوند  در آن به  صراحت و روشنی بیان می کند که قرآن، کتابی است که هیچ جای شکی  در آن نیست (ذلِكَ الْكِتابُ لا رَیْبَ فیهِ هُدىً لِلْمُتَّقینَ ) (5).

 جواب سوالمان  را در آیه26 سوره مبارکه نور دیدیم که  خداوند می فرمایند:

لْخَبیثاتُ لِلْخَبیثینَ وَ الْخَبیثُونَ لِلْخَبیثاتِ وَ الطَّیِّباتُ لِلطَّیِّبینَ وَ الطَّیِّبُونَ لِلطَّیِّباتِ أُولئِكَ مُبَرَّؤُنَ مِمَّا یَقُولُونَ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَریمٌ (6)

در ترجمه این آیه آمده بود  : زنان پلید، سزاوار مردان پلیدند ومردان پلید، سزاوار زنان پلید. زنان پاك براى مردان پاك و مردان پاك براى زنان پاك. آنان از آنچه درباره او مى‏ گویند منزّهند و براى آنان مغفرت و روزى نیكویى است.(7)

برادرم وقتی این آیه را دید به من گفت :این آیه در حقیقت بیان یك سنت طبیعى در جهان آفرینش مى باشد كه تشریع نیز با آن هماهنگ است .(8) یعنی سر میگردد و برای خودش همسر پیدا میکند.

من هم كه آیه كمی برایم سنگین بود از برادرم توضیح بیشتری خواستم او هم در جوابم گفت : 

در حدیثى از امام باقر (علیه السلام) و امام صادق (علیه السلام) در تفسیر  آیه :الزانى لا ینكح الا زانیة  نقل شده است: گروهى بودند كه تصمیم گرفتند با زنان آلوده ازدواج كنند ، خداوند آنها را از این كار نهى كرد ، و این عمل را ناپسند شمرد و در روایات كتاب نكاح نیز مى خوانیم كه یاران امامان ، گاه سؤال از ازدواج با زنان خبیثة مى كردند كه با جواب منفى روبرو مى شدند .(9)

در ادامه برادرم گفت:بدون شك این یک قانون کلی است که:

نوریان مر نوریان را طالبند / ناریان مر ناریان را جاذبند

و ضرب المثل معروف كه همجنس با همجنس پرواز می کند  و همچنین ضرب المثلى كه در عربى معروف است : السنخیة علة الانضمام همه اشاره به یك نکته دارند كه ذره ذره موجوداتى را كه در ارض و سما است در بر مى گیرد كه جنس خود را همچو كاه و كهربا جذب مى كنند .

به هر حال همه جا همنوعان سراغ همنوعان مى روند و هر گروه و هر دسته اى با هم سنخان خود گرم و صمیمى اند  و طبع افراد پلید چنین است كه به سراغ پلیدى‏ ها مى ‏روند، برخلاف افراد پاك طینت كه به سراغ خوبى‏ ها مى‏ روند.

 یک نکته بسیار مهم را باید گفت و آن این که درست است مردان و زنان پاک  شایسته همسرانی پاک اند ولی این آیه یك اصل كلّى را مطرح مى‏ كند  كه در انتخاب همسر باید دقّت‏ كرد و اصل را بر ایمان و پاكدامنى گذاشت، نه زیبایى و ثروت. بنابراین معناى آیه این نیست كه اگر مردى یا زنى خوب بود حتماً همسرش نیز خوب بوده و مشمول مغفرت و رزق كریم شود، پس باید در انتخاب همسر نهایت دقت  صورت گیرد زیرا  با این كه حضرت نوح و لوط، طیّب بودند، امّا همسرانشان از خبیثات و دوزخى‏ اند.

 همچنین ممكن ‏است مراد آیه بیان یك حكم شرعى‏ باشد كه ازدواج پاكان با  ناپاكان ممنوع است. نظیر آیه 3 سوره نور  که متن آن بدین شرح است:

الزَّانِى لَایَنكِحُ إِلَّا زَانِیَةً أَوْ مُشْرِكَةً وَالزَّانِیَةُ لَایَنكِحُهَآ إِلَّا زَانٍ أَوْ مُشْرِكٌ وَحُرّمَ ذَ لِكَ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ(10)

در ترجمه همین آیه هم نوشته بود :مرد زناكار، جز با زن زناكار یا مشرك ازدواج نكند. و زن زناكار جز مرد زناكار یا مشرك را به همسرى نگیرد. واین (زناشویى) بر مؤمنان حرام است. (11)

من و برادرم پس از این دو آیه صریح قرآن کریم به  روشنی به جواب سوالمان رسیدیم که اگر انسانی خواهان همسری پاک و طاهر است باید خودش نیز همسویى فكرى، عقیدتى، اخلاقى وبه اصطلاح هم‏شأن و همکفر   فردی  پاک  باشد. یعنى هر كس بطور طبیعى به سراغ هم فكر و هم کفو خود مى‏ رود.

 پس  می توان گفت که اگر کسی به دنبال همسری نیکو و پاک دامن است خود او نیز باید در کسب مکارم اخلاق و پاکدامنی تلاش گر باشد. پس  آرزوی  دختران و پسرانی که با نامحرمان راحت ارتباط برقرار کرده و به دنبال همسرانی پاک هستند شاید هرگز برآورده نشود.

وقتی كه ما توانستیم برای خود این شبهه را برطرف كنیم به سراغ موضوع دیگری رفتیم و من از برادرم پرسیدم :حال بعضی ها بر این عقیده اند که یک رابطه تلفنی معمولی که با کمی حرف و خنده باشد  که دلیل بر ناپاکی شخص نیست

برادرم هم بلافاصله در جوابم  روایتی بسیار تکان دهنده از رسول اکرم صلى الله علیه و آله را برایم خواند

((كسى كه با زن نامحرمى شوخى كند، در مقابل هر كلمه اى كه در دنیا به او گفته است ، هزار سال در دوزخ حبس مى شود.))(12)

وقتی این حدیث را شنیدم چنان جا خوردم كه اشك در چشمانم حلقه زد .

ولی برادرم گفت:اخوی بله درست هست كه  حضرت خداوندی در مقابل اعمال بد ما همچون بی حیایی و حریم شکنی  این گونه کیفر و مجازات می دهد ولی به اعمال نیک ما مثل گفتن یک لا اله الاالله ,بهشت را واجب می کند: 

((امام صادق علیه السلام فرمودند: گفتن لا اله الا الله  بهاى بهشت است .))(13)

((در فضیلت تلاوت سوره شمس در حدیثى از پیغمبر اكرم آمده است: هر كس آن را بخواند گوئى به تعداد تمام اشیائى كه خورشید و ماه بر آنها مى تابد در راه خدا صدقه داده است ! .))(14)

پس ما نباید از رحمت خدا نیز ناامید شویم ما باید در زندگی هم خوف داشته باشیم و هم رجا.

فردا صبح در دانشگاه کلاس آیین زندگی داشتیم،استاد آیین زندگی ما بسیار انسان شریف و نجیبی بود وبا اینکه بسیاری از دانشجوها از نجابت ایشان سوءاستفاده می کردند هرگز از کوره در نمی رفت و از مسیر درسش دور نمی شد و همیشه لبخند زیبایی بر لب داشت .

برای این که غیر مستقیم احمد را متوجه اشتباهش بکنم از استاد خواستم دیدگاه  اولیای معصوم خدا در باره موضوع ارتباط محرم  با نامحرم را مورد بررسی قرار دهد  :

استاد این داستان زیبا را تعریف کرد: 

حضرت فاطمه سلام الله علیها به یكى از بانوان به نام اسماء فرمود من ناپسند می دانم   از اینكه چون زنى از دنیا رفت  او را روى تخته ی   قرار مى دهند و بر روى او پارچه مى كشند و بینندگان مى توانند حجم بدن او را بازگو كنند، اسماء گفت : اى دختر پیامبر، من در كشور حبشه چیزى دیده ام كه به شما نشان مى دهم سپس مقدارى از چوب نازك و مرطوب فراهم كرده ، به صورت تابوت در آورد، و روى آن پارچه اى انداخت ، همین كه حضرت فاطمه علیه السلام این تابوت را دید لبخندى زد و فرمود: چه نیكو است این تابوت كه مرد از زن شناخته نمى شود.داستان را كه تمام كردیم برادرم به من گفت:آرى  برادر عزیز، این است بانوى نمونه اسلام كه در عزت و عظمت جاى رقابت براى كمتر كسى بازگذارده است او چنان به حجاب اهمیت مى دهد كه حتى راضى نیست حجم بدن زن را هنگام مرگ ، نامحرم ببیند، و چقدر فاصله است بین دختر پیامبر و بعضى از بانوان مسلمان كه بى حجابى یا بدحجابى و معاشرت با اجانب را براى خود ارزش ‍ مى دانند.(16)

به همین خاطر است که  زمانی که حضرت فاطمه (س) وارد محشر می شوند جبرئیل كه در آن هنگام مهار ناقه فاطمه را گرفته است با صداى بلند خواهد گفت : چشمان خود را ببندید تا فاطمه دختر حضرت محمد ص عبور نماید.در آن روز هیچ پیغمبر و رسول و صدیق و شهیدى نیست مگر اینكه دیدگان خویشتن را مى بندد تا اینكه زهرای مرضیه س از صحراى محشر عبور نماید.(15)

در ادامه یک روایت تکان دهنده را استاد بیان کرد كه می خواستم این داستان را بعضی بانوان مسلمان كه به حجابشان اهمیت نمی دهند و می گویند دل انسان باید پاك باشد وظاهر مهم نیست،حتما بدانند:

امام علی علیه السلام می فرماید : من و فاطمه به  محضر مبارک رسول خدا ص مشرف شدیم و او  را در حالی که گریه می کرد مشاهده نمودیم ,به او گفتم :پدر و مادرم به فدایت ,چه چیزی شما را به گریه وا داشته است ؟فرمود :ای علی در شب معراج که به آسمان رفتم ,زنان امت خود را در عذاب شدیدی دیدم .به طوری که آنان را نشناختم از همین رو برای انچه از شدت عذاب انها دیدم, گریان هستم .

بعد فرمود: زنی را دیدم که او را به مو هایش آویزان کرده بودند و مغز سرش می جوشید و زنی را دیدم که گوشت بدنش را می خورد و آتش از زیر آن زبانه می کشید و...

حضرت فاطمه خطاب به پدر بزرگوارش فرمود :به من بگویید که این زنان چه کرده بودند که خداوند چنین عذابی را برای آنان مقرر فرموده است؟حضرت پاسخ داد: آن زنی که او را به موهایش آویزان کرده بودند ,برای این بود که موهایش را از نامحرم نمی پوشانید .

 اما آن زنی که گوشت بدنش را می خورد ,بدنش را برای مردم زینت می داد و برای نامحرمان آرایش می کرد .(17)

همچنین  زمانی که احمد با استامینوفن آن گونه با مهر و محبت صحبت می کرد یاد این آیه قران افتادم که می فرماید:

فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَ قُلْنَ قَوْلاً مَعْرُوفاً
با کرشمه سخن  نگویید تا (مبادا) آن که در دلش بیماری است طمعی پیدا کند، و نیکو و شایسته سخن بگویید.(18)

در پایان استاد  گفت: دارو اصلی برای تسکین خواهش های نفسانی انسان ، ارتباط و دوستی برقرار کردن با نامحرمان نیست ،بلکه پاکدامنی و عفت پیشه کردن است.

بعد از کلاس حال احمد بسیار گرفته بود وبا یک خداحافظی ساده از من جدا شد.

شب آن روز همش در فكر احمد بودم، میخواستم به هر نحوی شده او را از این ارتباط نا مشروع با نامحرمان نجات دهم  تا دیر وقت به آن فكر می كردم كه چطور او را متقاعد كنم تا از این كار دست بردارد اما چشمتان روز بد نبیند دیدم احمد دست در دست استامینوفن به همراه عده ای زیادی  لیلی كه در بین آنها  بروفن، ژلوفن و... هم به چشم می خوردند در حال قدم زدن در خیابان هستند. در حالی كه با در اوردن حركات خاك بر سری توجه همه را به خود جلب كردند بعد هم سوار ماشین ناتاشا كماندو شدند  و با سرعت  زیاد حركت كردند در همین حال نیروهای پلیس سوار بر خودروهایشان شروع به تعقیب آنها كردند و از آنها خواستند كه بزنند توی خاكی و تسلیم پلیس شوند.

 ولی نه تنها آنها این كار را نكردند بلكه ناتاشا در حالی كه نیمه عریان بود سرش را از ماشین در آورد  وزبانش را مدام برای نیروهای ویژه در می آورد و ناگهان اسلحه ای بیرون آورد و یكی از خودروهای پلیس را منفجر كرد  پلیس ها هم كه دید آنها مسلح هستند با بتمن تماس گرفت  و از او  كمك خواستند همین كه بتمن آمد این بار ژلوفن  خودش را از ماشین به بیرون پرت كرد و یك مشت بر سر بتمن زد  و بیچاره بتمن در حالی كه گنجیشك ها دور سرش می چرخیدند به زمین خورد و جان به جان تسلیم كرد.

حتی آنها به مامور مخصوص حاکم بزرگ میتی كومان و داداش كایكو هم رحم نكردند،  هرچه میتی كومان با ناله می گفت من مامور مخصوص حاكم بزرگ هستم ،احترام بگذارید نه تنها آنها احترام نگذاشتند بلكه  داداش كایكو را  تكه تكه كردند و حتی به سگ آنها زمبه هم رحم نكردند و او را زنده زنده خوردند .

خلاصه از لاك پشت های نینجا گرفته تا ملوان زبل مغلوب آن ها شدند و حتی آنها توانستند جومونگ  و سپاهیانش را هم از دم تیغ بگزرانند .

من كه دیدم آنها زیادی كشت و كشتار راه انداختند  و در حال شكستن حریم های الهی هستند ،اعصابم خورد شد و با یك تماس موضوع را با بچه های خطه ی اروند آباد و برادران بسیجی ام در میان گذاشتم .

آنها هم بلافاصله سوار بر موتورهایشان به آنجا آمدند  و چنان گرد و خاكی بر پا كردند  كه حتی اگر فردوسی هم سر از خاك بر میداشت نمیتوانست آن حماسه را توصیف  كند .

خلاصه بعد از اینكه ما به خاطر آن فتح غرور آمیز شروع كردیم به جشن گرفتن و پای كوبی ناگهان ناتاشا كماندو كه هنوز نیمه جان بود بلند شد و باسرعت به  سوی ما آمد و خودش را در جا ،میان ما منفجر كرد و در همین حال من با یك  نعره از خواب بیدار شدم.

بسیار خوشحال شدم که همه این ها را در خواب دیدم اما مدام در فكر احمد بودم  تا این كه با او تماس گرفتم ولی هرچه زنگ زدم كسی گوشی را برنداشت تا شب آن روز چندین بار با احمد تماس گرفتم ولی هیچ كس جواب نمیداد .

سرانجام پس از چند روز فهمیدم كه گشت ارشاد احمد و استامینوفن را در خیابان دستگیر كرده  و تمام ماجرای دوستی آنها را به والدینشان اطلاع داده .

  خلاصه دیگر آبروی برای احمد در دانشگاه و محله نماند و من خیلی از این بابت ناراحت بودم تا اینكه اواخر ماه احمد با من تماس گرفت و پس از گفتن  سیر تا پیاز اتفاقاتی که براش افتاده بود از من طلب کمک کرد تا بتواند گذشته سیاه خود را جبران کند من نیز در همان لحظه برایش یک فال قرآنی گرفتم و از  خداوند خواستم که او را  راهنمایی کند که از قضای روزگار با باز کردن قران آیه زیر آمد:

 وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذِینَ لَایَجِدُونَ نِكَاحاً حَتَّى‏ یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِن فَضْلِهِ.(19)

و كسانى كه (وسیله‏ى) ازدواج نمى‏ یابند، پاكدامنى و عفت پیشه كنند، تا آن كه خداوند از كرم خویش، آنان را بى‏نیاز نماید. (20)

ظهر آن روز ماجرای دستگیری احمد و استامینوفن را بدون آنكه اسمی از احمد بیاورم به برادرم گفتم .

برادرم گفت:به نظرم اینطوری می آید که اگر دوست شما به جای ارتباط نا مشروع با دختر خانم ها و فرونشاندن مقطعی عواطف و احساسات خود از راه درست و منطقی با اجازه خدا و با هماهنگی با خانواده خود اقدام به انتخاب همسر مناسب برای خود میکرداین طوری به دردسر نمی افتاد .

 از آن طرف آن دختر خانم های محترم هم اگر صبر و تقوی پیشه می کردند و از خدا  تقاضای همسر مناسب برای خود می کردند و زمانی هم که از آنها خواستگار ی می شد به خاطر درس خواندن و آرزوی ازدواج با مرد رویایی یا شاهزاده ای سوار بر پراید سفید فرصت ازدواج را از دست نمی دادند  این طوری با احساساتشون بازی نمی شد. 

بعد از صحبت های برادرم با خود فكر كردم كه همه این حریم شكنی ها هم به طور تمام تقصیر  جوان ها نیست .

شرایط ازدواج برایشان مهیا نیست،از اونور امکانات موبایل و اینترنت و ماهواره ها هم که به راهه،پدر ومادر ها هم که فقط فکر آب وغذا و مخارج زندگی تجملیشون هستند ،مسئولین هم كه هنوز برای این موضوع برنامه ی جامعی نریختند،دانشجوها  و جوان ها هم که کنار هم، رها شدند با هزاران درد و گرفتاری مادی ومعنوی واینه که بحث استامینوفن  و اینا پیش میاد.

اما آیا همه اینا مجوزی برای شکستن اوامر الهی و خون کردن دل امام زمان عج است؟!!!

معلوم است که نه!!!

 هرکس  به حریم های الهی در دنیا احترام نگذارد هم در دنیا وهم در آخرت به خفت و خواری می افتد این قانون خداست !

مگر می شود کسی به قوانین بزرگ عالم هستی بی احترامی کند ودچار گرفتاری ودرد سر نشود؟

 اما  فکر می کنم می شود  با اجازه خدا و توکل به خودش بدون گناه به آرزوها وخواسته های خود برسیم:

فیتوکل علی الله وهو حسبه.

یعنی به خدا توکل کن و او برای تمام نیازهای تو کافی است....

------------------

منابع : 

1. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال مؤ لف : مرحوم شیخ صدوق (ره (باب مجازات سكوت در برابر منكر

2.ثواب الاعمال و عقاب الاعمال مؤ لف : مرحوم شیخ صدوق (ره (باب مجازات سكوت در برابر منكر

3.ثواب الاعمال و عقاب الاعمال مؤ لف : مرحوم شیخ صدوق (ره (باب ثواب یارى امر به معروف و نهى از منكر

4. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال مؤ لف : مرحوم شیخ صدوق (ره (

5.قرآن کریم "سوره بقره"ایه 2

6. قرآن کریم "سوره نور "ایه 26

7. ترجمه ایه: از تفسیر سوره نور نوشته ی حجّت الاسلام و المسلمین محسن قرائتى‏

8. تفسیر نمونه ج : 14 ص : 423 نوشته: جمعی از عالمان

9. تفسیر نمونه ج : 14 ص : 425 نوشته: جمعی از عالمان

 10. قرآن کریم "سوره نور "ایه3

 11. ترجمه آیه: ازتفسیر سوره نور نوشته ی حجّت الاسلام و المسلمین محسن قرائتى

 12. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال مؤ لف : مرحوم شیخ صدوق (ره) باب یجمع عقوبات الاعمال  

13. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال مؤ لف : مرحوم شیخ صدوق (ره) باب ثواب گفتن لا اله الا الله

 14.تفسیر نمونه  ج27 ص 37 و36

15. امالى شیخ صدوق ، ص 25 شماره 4

16. اخلاق در خانواده و تربیت فرزند "مؤ لف : سید محمد نجفى یزدى

17. کتابچه آرامش بهاری کاری از سازمان اوقاف و امور خیریه صفحه 20

18. قرآن کریم  سوره احزاب آیه 32

19. قرآن کریم "سوره نور "ایه33

20. ترجمه آیه: از تفسیر سوره نور نوشته ی حجّت الاسلام و المسلمین محسن قرائتى


------------------

برگرفته از  کانون حق جویان نسل آفتاب

------------------

بازنشر و ویرایش اختصاصی:شکرگزاری









چهارشنبه 7 اسفند 1392 16:29
مدیریت فتح المبین
 
سلام برادران گرامی
چند داستان زیبا دیگر هم به نام همین نویسنده در سایت زیر وجود دارد اگر تمایل دارید آنها را هم منتشر سازید
http://nasimekavir.blogfa.com/


http://nasimekavir.blogfa.com/post/10707/%D8%AC%D8%A7-%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%A7%D8%B2-%D9%BE%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B2-%D8%B9%D8%B4%D9%82-
http://nasimekavir.blogfa.com/
میلاد .
سلام
چشم در اولین فرصت بررسی می کنیم.
شنبه 11 آبان 1392 10:47
http://www.afsaran.ir/link/410042
 
http://www.afsaran.ir/link/410042
http://www.afsaran.ir/link/410042
جمعه 10 آبان 1392 13:13
بل
 
استامینافون اشتباه هست
استامینوفن درست میباشد
اجركم عندالله
شنبه 20 مهر 1392 21:10
lm
 
salam. 1moshkeli ke ensanhaye alan daran ine ke dargire jesmeshun hastan va be ruh va ehsasate khod ahamiyat nemidan .
moafagh bashid, be manam sar bezanin
http://mohadesehjun.blogfa.com
میلاد .
سلام
حق با شماست ممنون .

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


نرم
سامانه
  جدیدترین مطالب
 همیاری
تنها با یک کلیک شکرگزاری را در گوگل محبوب نمایید


  گشایش
هم اکنون چند صلوات را برای تعجیل در فرج امام زمان (عج) می فرستید؟










  اشتراک مطالب
جهت دریافت روزانه مطالب آدرس پست الکترونیکی خود را وارد نمایید

Delivered by FeedBurner




ویزیت رایگان_درمان رایگان بیماری ها
  دوستان
  تبلیغات
جدیدترین اخبار
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic